رفتن به محتوای اصلی
یادداشت پرونده ۲ دقیقه مطالعه

تجربهٔ نزدیک به مرگ: پژوهش‌ها دربارهٔ آنچه بیماران می‌گویند چه نشان می‌دهند؟

نور، تونل و حس خروج از بدن؛ چند درصد از بازماندگان ایست قلبی چنین تجربه‌ای دارند و توضیح‌های علمی کدام‌اند؟

عبارت «تجربهٔ نزدیک به مرگ» از کتاب «زندگی پس از زندگی» (۱۹۷۵) نوشتهٔ ریموند مودی رایج شد. اما گزارش‌هایی از دیدن نور، حس آرامش یا خروج از بدن بسیار قدیمی‌ترند. پرسش علمی این است: این تجربه‌ها چقدر شایع‌اند و در آن لحظه در مغز چه می‌گذرد؟

این تجربه‌ها شایع‌اند

در پژوهشی که پیم ون‌لومل و همکارانش در نشریهٔ The Lancet در سال ۲۰۰۱ منتشر کردند، ۳۴۴ بازمانده از ایست قلبی بررسی شدند و حدود ۱۸ درصد آن‌ها تجربه‌ای از این نوع گزارش کردند. مطالعهٔ «آویر» (AWARE) به سرپرستی سم پارنیا نیز بر بازماندگان ایست قلبی در چند بیمارستان کار کرد. پژوهشگران با تصاویری که در بالای قفسه‌ها پنهان شده بودند، آزمودند آیا کسی هنگام «خروج از بدن» می‌تواند آن‌ها را ببیند. نتیجه، بنا بر گزارش منتشرشده، تأیید قطعی دیدن آن تصاویر نبود؛ در یک مورد، شنیدن رویدادی هنگام احیا تأیید شد.

توضیح‌های مطرح‌شده

پژوهشگران چند سازوکار را بررسی کرده‌اند: کاهش اکسیژن و دی‌اکسید کربن بالا، فعالیت لوب گیجگاهی، ورود خصوصیات خواب رؤیا به بیداری (کوین نلسون)، و موج فعالیت مغزی در لحظات پس از ایست قلبی که در مطالعهٔ جیمو بورجیگین روی موش‌ها دیده شد. هیچ‌کدام به‌تنهایی همهٔ جزئیات را توضیح نمی‌دهد، و هیچ‌کدام ثابت نمی‌کند که تجربه «ساختگی» یا «بی‌ارزش» است. تجربه‌ای که واقعی برای فرد بوده، می‌تواند منشأ زیستی داشته باشد.

برداشت‌های فرهنگی

محتوای تجربه با فرهنگ تغییر می‌کند: یکی نور و خانواده می‌بیند، دیگری موجودات و نمادهای مذهبی خودش را. این یادآور می‌شود که حتی اگر تجربه واقعی باشد، تفسیرش به باورهای فرد گره می‌خورد. پس بهتر است «گزارش بیمار»، «سازوکار مغزی» و «معنای مذهبی یا فلسفی» را جدا بسنجیم.

رادیو عجایب دو قسمت دربارهٔ این پدیده دارد: «جهان پس از مرگ» و «اثبات بهشت». خواندن این مقاله به تو کمک می‌کند ادعاهای هر قسمت را با داده‌ها بسنجی.

بازگشت به بلاگ