چرا آدمهای زیادی یک چیزِ نادرست را یکسان به یاد میآورند؟
افکت ماندلا فقط بازی با خاطرههای اینترنتی نیست؛ پژوهشهای آزمایشگاهی نشان میدهند بعضی خطاهای حافظه واقعاً میان افراد تکرار میشوند.
تصور کن از چند نفر بخواهی تصویر یک شخصیت کارتونی آشنا را از حفظ بکشند. اگر همه یک جزئیاتِ اضافه را در جای یکسان بگذارند، اولین واکنش شاید این باشد که «پس لابد نسخهای دیگر از تصویر وجود داشته». اما امکان دیگری هم هست: حافظهٔ انسان میتواند به شکلهای قابلپیشبینی اشتباه کند. آنچه در اینترنت «افکت ماندلا» نام گرفته، از همین برخورد میان اطمینان شخصی و تصویر ثبتشده نیرو میگیرد.
خطای مشترک، یک پدیدهٔ واقعی است
در پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۲۲، شرکتکنندگان هنگام تشخیص یا بازکشیدن بعضی تصویرهای مشهور، خطاهای مشخص و مشابهی داشتند. در یکی از آزمایشها صد نفر تصویرها را بررسی کردند؛ آزمایشهای دیگر نشان دادند که این خطا فقط محصول تفاوتِ ساده در توجه دیداری نیست و حتی هنگام یادآوری آزاد هم رخ میدهد. این نتیجه نمیگوید همهٔ نمونههای اینترنتی افکت ماندلا یک علت دارند. فقط نشان میدهد خاطرهٔ اشتباه میتواند میان افراد، الگوی مشترک پیدا کند.
گفتوگو هم خاطره را تغییر میدهد
راه دوم از رابطهٔ ما با دیگران میگذرد. در آزمایشی دربارهٔ سرایت اجتماعی خاطره، افراد صحنههایی روزمره را میدیدند و سپس همراه شخص دیگری آنها را به یاد میآوردند. وقتی آن همراه، شیئی را که در صحنه نبود مطرح میکرد، احتمال داشت شرکتکننده بعداً همان شیء را نیز جزو دیدههای خود گزارش کند. این آزمایش توضیحی برای همهٔ خاطرههای جمعی نیست؛ اما نشان میدهد بازگوییِ یک خاطره، خودش میتواند به بخشی از خاطرهٔ بعدی تبدیل شود.
چرا این موضوع فراتر از یک سرگرمی اینترنتی است؟
وقتی چند نفر با اطمینان یک روایت را تکرار میکنند، تعدادشان به آن وزن عاطفی میدهد. بااینحال، تعدادِ راویان جای نسخهٔ قدیمی، عکس، سند یا ثبت مستقل را نمیگیرد. از سوی دیگر، پیدا نشدن یک مدرک هم بهتنهایی مشخص نمیکند خطا دقیقاً در کدام مرحله رخ داده است: هنگام دیدن، هنگام بهیادآوردن یا هنگام شنیدن روایت دیگران. همین فاصله، موضوع را به مسئلهای دربارهٔ حافظه و رسانه تبدیل میکند.
در اپیزود «داستان یک خاطرهٔ دروغین: ماندلا افکت»، رادیو عجایب از ماجرای فیلمی شروع میکند که گروهی از مردم بهروشنی به یادش میآورند، در حالی که ردِ ثبتشدهای از آن پیدا نمیشود. پس از خواندن این مقاله، شنیدن آن روایت فرصتی است برای دیدن اینکه خاطرهٔ فردی، بازگویی جمعی و آرشیو عمومی چگونه ممکن است از هم فاصله بگیرند.